می پیچه صداش توی هر خونه،باز،بارونه....
همین روزاست که آه من دامن وبلاگ نویسهای اقصی نقاط این مرز و بوم رو بگیره...!!!آخه انصافه؟
از اول پاییز فقط یه بار رنگ یه بارون نم نم دوساعته رو دیدیم اینجا!بقیشم فقط یا سوز استخون سوز! بوده همش یا ابر و توفان خاک!حالا کاشکی تابستونمون ساحلی،جای خوشگلی،جنگلی،چیزی داشتیم!اونم آفتاب میتابه تو فرق سرمون میسوزوووونه هاااا.......
حالا هی بیاید از آب و هوای بارونی و برفی تهران و کرج و شمال و غرب و شرق و ... بنویسید،دل منو بسوزونید!هی اینستاگرام عکس بذارین " من و برف،برف و من،من و بچه ها و برف،من و بارون،بارون و من،...." !!!!!
از همه بدتر این که،برای این سردی وحشتناک هوا،قرار نیست هیچ جا تعطیل بشه!تازه سرما که خوبه چارتا لباس بیشتر میپوشی،یه کاریش می کنی.تابستونا هم که دمای هوا به پنجاه درجه میرسه،اخبار صدا و سیما دما رو کمتر اعلام میکنه که مجبور نشن تعطیل کنن!مردم که گرمازده میشن هم هیچی.مثلا دما چهل درجه اعلام میشه،ولی دماسنج تو راهرو - که خنک تره- داره چهل و شش درجه نشون میده!!!!
دیروز هم که موج برف و بارون و ... از کل کشور پهناورمون گذشته بود،توفان و ابرش به ما رسید و دمای هوا هم با سوز وحشتناکی نزول کرد!آخه من با چه امیدی بشینم عکسای شما رو ببینم؟!!!
+ دیروز داشتم سر ناهار غر می زدم که "این جا اندازه یه تف هم بارون نمیاد؛چرا همه جا بارون میاد اینجا نمیاد؛چرا این قدر بدبختیم،..." که مامان بهم گفت تو از خدا هم با غرغر چیزی میخوای :)))